به نام خدایی که لحظه ای زمین را خالی از هادی نگذاشت


 مدتی هست که با بچه ها، یه سلسله از جلسات هفتگی را شروع کردیم با موضوع "امام شناسی". همگی به این نتیجه رسیده بودیم که اطلاعاتمون راجع به 14 معصوم، فوق العاده کمه. البته این مسئله برای من از عمره ی دانشجویی(تابستان 84) پررنگ شد. اول در مدینه و بعد در مکه یه باورایی در قلبم ایجاد شد. وقتی میری تو خود اون محل ها و حادثه های تاریخی رو پشت هم می چینی... . بگذریم از این که قبل از اون، چنین کاری نکرده بودم؛ یعنی فرصتی نشده بود که همه ی دانشم راجع به آن بزرگان را کنار هم بچینم و قلب و وجودم را فارغ از هر فکر و دلمشغولی به آن بپردازم.
توی یکی از طوافام به دور کعبه بود که یه حس علاقه نسبت به امام دوازدهم و لزوم شناخت ایشان و آگاهی نسبت به وظایف متقابل ما و امام در قلبم فرود آمد که خوب، این حس و باور قلبی صد البته تأثیرش بیشتره. از اون موقع تصمیم گرفتم شناخت آن بزرگواران را در صدر لیست کارهام قرار بدم و در طواف با زاری از خدا خواستم در این راه کمک و هدایتم کنه.

 

الآن 3 سال از اون موقع می گذره. در این مدت بيکار نبودم. کلاس تفسیر نهج البلاغه استاد حاجی ابراهیم، کلاس اندیشه اسلامی استاد فیضی در دانشگاه شریف، ...

 

امّا گویا تازه لیاقت پیدا کردم و آماده شدم که به این بخش مطالعاتم برسم. در انتخاب کتاب از اساتید مختلف سؤال کردیم و همه به کتاب های علّامه عسگری به عنوان مناسب ترین منبع رسیدیم. از کتاب های ایشان، دو جلدی "نقش ائمه در احیای دین" را انتخاب کردیم. الآن که چند هفته از شروع جلسات میگذره، به انتخابمون فوق العاده ایمان آوردم و خدا را بابت آن بسیار شکر می کنم. راستش به علّامه عسگری هم غبطه می خورم. چقدر منظم و منطقی بحث را پیش برده اند. جالب تر این که تماماً از منابع اهل سنت استفاده کرده اند.

 

در این جلسات، بحث به هر سمت و سویی کشیده میشه، روی درکمان از مطالب بحث می کنیم و اگر نتیجه نگیریم، سؤالات را می نویسیم و هر از چند گاهی، در یک جلسه، آن ها را از اساتید می پرسیم تا آن جا که قانع شویم. تا حالا، یه سری کتاب را هم همه خوندیم مثل: "ابوذر (شریعتی)"، "میناگران (مهاجرانی)"، "قیام حسین (شهیدی)"، "زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط (ری شهری)" و ...

 

من که خیلی راضیم و فکر می کنم خیلی برام مفید بوده و بسیاری از سؤالام حل شده، ارادتم به ائمه زیاد تر شده که به خاطر شناخت بسیار محدودیست که تا حالا نسبت به وظایفشان پیدا کردم و می دانم اگر همین طور پیش بریم، بسیار بیشتر هم خواهد شد البته اگر خدا بخواهد.



    

  "انّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا"

           (احزاب- 33)